<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title>گفتنی ها</title>
<link>http://naghi-javady.blogfa.com/</link>
<description></description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Tue, 08 Dec 2009 09:12:07 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title>عقلانیت؟</title>
<link>http://naghi-javady.blogfa.com/post-99.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;عقلانیت موجودی است قدیمی که روزی روزگاری در ابنای بشر ، گاه گداری نمود پیدا می کرد. این موجود نیز مانند حیوانات عهد باستان از سرزمین ما رخت بربست. در روزگاری که مهم ترین مسئله در مواجهه با بحران  ها عقلانیت می باشد، متاسفانه خبری از عقلانیت در برخورد با مشکلات وجود ندارد. چیزی که هم اینک جای این موجود قدیمی را گرفته است موجود خلق الساعه ای به نام تهدید است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;راه حل مشکل به وجود آمده پس از انتخابات همان پیشنهادهایی است که آقای هاشمی در نماز جمعه تیر ماه ارایه کرد. اگر این گونه نشود و همه را با تهدید و تهمت برانند آینده ای نامشخص در انتظارمان است. اگر بحران فعلی به درستی مدیریت نشود معلوم نیست به کجاها بینجامد. آقایان تا دیر نشده عقلانیت را پیشه خود سازید.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 08 Dec 2009 09:12:07 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=naghi-javady&amp;postid=99</comments>
<dc:creator>naghi-javady</dc:creator>
<guid>http://naghi-javady.blogfa.com/post-99.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>زندگی</title>
<link>http://naghi-javady.blogfa.com/post-98.aspx</link>
<description>&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;زندگی به زندگی نیست.زندگی به چگونه زندگی است. زندگی به زندگی است. زندگی آزادگی است و آزادگی سازندگی و سازندگی زندگی. پس زیستن ساختن است و ساختن زیستن. باختن زیستن نیست و زیستن باختن. میان باختن و ساختن فاصله بسیار است. ساختن رهین زیستن است و زیستن مرهون ساختن. برای ساختن نباید باختن. برای ساختن باید زیستن و زیستن برای ساختن.&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Tue, 17 Nov 2009 11:52:20 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=naghi-javady&amp;postid=98</comments>
<dc:creator>naghi-javady</dc:creator>
<guid>http://naghi-javady.blogfa.com/post-98.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>كاش مي شد..</title>
<link>http://naghi-javady.blogfa.com/post-97.aspx</link>
<description>&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;strong&gt;كاش مي شـــد رود را جاري نمود...... تا كوير تشنه را ياري نمود&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: center;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;strong&gt;كاش مي شد رود را پر آب كـــرد...... تا كوير تشنه را سيراب كرد&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: left;&quot;&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/font&gt;&lt;/p&gt;&lt;p style=&quot;text-align: justify;&quot;&gt;&lt;strong&gt;&lt;font size=&quot;3&quot;&gt;&lt;font face=&quot;Tahoma&quot;&gt;خسته ام از اين همه نامردي ها و نامردمي ها خسته ام سكوت مي كنم كه سكوت بلندترين فريادهاست.&lt;/font&gt;&lt;/font&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/p&gt;
</description>
<pubDate>Thu, 10 Sep 2009 08:30:21 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=naghi-javady&amp;postid=97</comments>
<dc:creator>naghi-javady</dc:creator>
<guid>http://naghi-javady.blogfa.com/post-97.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>آیا کروبی و رضایی بختی دارند؟</title>
<link>http://naghi-javady.blogfa.com/post-96.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;روز دوشنبه 28/2/1388برای ماموريتی به ورامين رفته بودم. می گفتند قرار است آقای محسن رضايي در ساعت 18 در مسجد صاحب الزمان اين شهر سخن رانی کند. پوسترهايي نيز از ايشان در برخی جاهای شهر نصب شده بود. در اين پوسترها از مردم دعوت شده بود برای شنيدن سخن رانی ايشان به مسجد بيايند. به نظر می رسد آقای محسن رضايي اين بار مصمم تر از چهار سال پيش عزمش را جزم کرده که تا پايان انتخابات بماند و بخت خود را بيازمايد. همان گونه که می دانيد ، دوره گذشته ايشان به توصيه برخی از بزرگان در آخرين لحظه کنار کشيد. هم چنين شنيدم آقای رضايي قبل از آمدن به ورامين، ديداری نيز با آقای هاشمی داشته است. آقای هاشمی در اين ديدار تلويحا از آقای رضايي حمايت کرده و ايشان را لايق تر از بقيه نامزدها دانسته ، ولی گفته است مصلحت نيست که من رسما از هيچ يک از نامزدها حمايت کنم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;حال که آقای رضايي جدی تر شده و آقای کروبی هم به هيچ وجه راضی نيست به سود آقای موسوی کنار برود، نتیجه انتخابات چه می شود؟ آيا آقايان کروبی و رضايي می توانند در شکستن آرای موسوی و احمدی نژاد موفق باشند؟ آيا شانسی برای کروبی در ميان اصلاح طلبان و شانسی برای آقای رضايي در ميان اصول گرايان می توان قايل شد؟ ضمنا در نظر داشته باشيد که آقای اعلمی نماينده جنجالی تبريز در مجلس های ششم و هفتم نيز اعلام نامزدی کرده است. اگر آقای اعلمی از صافی شورای نگهبان رد شود بعيد نيست آرای برخی از آذری ها را به خود اختصاص دهد. هر چند بعيد به نظر می رسد آذری ها موسوی را رها کنند و جانب اعلمی را بگيرند.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT color=#0000ff size=3&gt;پی نوشت: حتما می دانيد که در بيش تر کشورها علاوه بر مسابقات دوره ای يا همان ليگ ، مسابقاتی نيز با نام جام حذفی برگزار می شود. در مسابقات حذفی و البته در برخی دوره ها يک تيم بی نام و نشان با حذف همه بزرگان قهرمان جام حذفی می شود. دليل اين قهرمانی هم تلاش تيم بی نام و نشان و البته دست کم گرفته شدن آن توسط تيم های بزرگ است. برخی تيم های بزرگ هم به دليل کم اهميت بودن جام حذفی با ياران ذخيره وارد اين ميدان می شوند. حال حکايت انتخابات رياست جمهوری دوره گذشته حکايت همين مسابقات جام حذفی است. هيچ يک از اصلاح طلبان و اصول گرايان حتی فکرش را نمی کرد که آقای احمدی نژاد حتی بتواند به دور دوم برود. همه او را دست کم گرفته بودند. حتی احزاب و گرو ه های اصول گرا او را به عنوان نامزد اصلی خود معرفی نکرده بودند و نامزد اصلی آن ها آقای لاريجانی بود. عده زيادی از مردم هم به دلايلی انتخابات را تحريم کردند. به همين دليل تيمی قهرمان شد که در حد و اندازه های ليگ سه بود نه ليگ برتر.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=3&gt; &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 20 May 2009 06:34:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=naghi-javady&amp;postid=96</comments>
<dc:creator>naghi-javady</dc:creator>
<guid>http://naghi-javady.blogfa.com/post-96.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ما هستیم</title>
<link>http://naghi-javady.blogfa.com/post-95.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;من هستم. توهستی. او هست. ما هستيم. شما هستيد. آن ها هستند. همه هستيم. همه هستيم چون کشورمان را دوست داريم. همه هستيم چون به سرنوشت خودمان بی تفاوت نيستيم. همه هستيم چون آينده فرزندمان به بودن ما و به چگونه بودن ما ارتباط دارد. رای ما مهم نيست. مهم چگونه رای دادن ماست. کشورمان به ما نياز دارد ولی سياهی لشگر نمی خواهد. اگر همه در پای صندوق های رای حاضر شوند ولی رای سفيد بدهند، اين رای به خودی خود ارزشی ندارد، چيزی که مهم است اين است که انتخاب ما چه بوده است. نبايد بگذاريم تجربه چهار سال پيش تکرار شود. رای دادن وظيفه نيست، رای دادن حق است. بايد حقمان را همان گونه که مستحق آنيم بگيريم. با رای دادن کسی را به بهشت يا جهنم نمی برند. ولی در چگونه رای دادن مسئوليم و بايد پاسخ گو باشيم. اگر رای ما باعث به قدرت رسيدن افراد غيرمسئول شود مسئوليم. اگر رای ما هزينه ای را به کشور تحميل کند مسئوليم. پس بايد در انتخابمان دقت کنيم. ما هستيم و بايد سبز بمانيم و انتخابی سبز کنيم. کوير کشورمان با انتخاب سبز ما سبز می شود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT size=4&gt;کاش می شد رود را جاری نمود.....تا کوير تشنه را ياری نمود&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT size=4&gt;کاش می شد ابر را پر آب کرد.....تا کوير تشنه را سيراب کرد&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 17 May 2009 07:00:21 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=naghi-javady&amp;postid=95</comments>
<dc:creator>naghi-javady</dc:creator>
<guid>http://naghi-javady.blogfa.com/post-95.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>باز هم درباره زبان پارسی و ارزش پاس داشتن آن </title>
<link>http://naghi-javady.blogfa.com/post-94.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;خليج فارس را دوست می دارم. زيرا خليج فارس با گوشت، پوست و خون من عجين شده است. فارسی را دوست می دارم. زيرا اين زبان هويت کشور من است. اين زبان کهن، تاريخی به قدمت کشورم دارد. فارسی را پاس می دارم زيرا بدون اين زبان، فرهنگم تهی می شود. بياييد نگهبان اين زبان باشيم و آن را از دست توفان زمانه و هجوم فرهنگ ها و زبان های بيگانه نجات دهيم. دستور اين زبان کهن را بدانيم و آن را بياموزيم. تا می توانيم در نوشتار و گفتار از به کار بردن واژه های بيگانه خود داری کنيم. فرهنگستان زبان و ادب پارسی همه ساله دست به توليد واژه ها و ترکيب های تازه می زند و همه ما به عنوان يک ايرانی وظيفه داريم از آن ها استفاده کنيم. شماری از اين واژگان پارسی به عنوان نمونه برای به کار بردن در نوشتار و گفتار در زير می آيد. بياييد بی تفاوت نباشيم و بکوشيم اين واژگان را ترويج کنيم. البته من اعتقاد به اين ندارم که همه واژه های بيگانه را دور بريزيم، بلکه وجود برخی از آن ها را برای زيبايي زبانمان لازم هم می دانم. ولی معتقدم اگر واژه معادل زيبای پارسی داريم آن را بر واژه بيگانه ترجيح دهيم. بيش تر اين واژه ها را همه می شناسيم و چندين بار به گوشمان خورده است، ولی تنبلی مان می شود در نوشته ها و گفته هايمان آن ها را به کار ببريم. اما واژگان زيبای پارسی و معادل بيگانه آن ها:&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT size=4&gt;ورزشگاه...... استاديوم&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT size=4&gt;رايانه .....کامپيوتر&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT size=4&gt;چاپگر.... پرينتر&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT size=4&gt;نامزد.....کانديدا ، داوطلب&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT size=4&gt;موشواره....ماوس&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT size=4&gt;پذيرش....قبول&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT size=4&gt;پرسش....سوال&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT size=4&gt;پاسخ....جواب&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT size=4&gt;آزمون....امتحان&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT size=4&gt;يادداشت.....نت&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT size=4&gt;پزشک....دکتر&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT size=4&gt;دزدی....سرقت&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT size=4&gt;کشتی....سفينه&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT size=4&gt;تندرو....سريع السير&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=center&gt;&lt;FONT size=4&gt;بالگرد....هلی کوپتر&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;شمار اين واژگان زياد است و من فقط بخشی از آن ها را برای يادآوری اين جا آوردم. حالا که ما کشورمان را دوست داريم بايد همه چيز آن را دوست داشته باشيم. زبان ، آب ، خاک ، مردم و فرهنگ اين سرزمين جدا از هم نيستند. نمی شود يکی را دوست داشت و يکی را نه. ما که اين گونه به نام خليج فارس حساس هستيم بايسته است به زبانمان هم حساس باشيم. نام استاد دکتر جلال الدين کزازی را حتما شنيده ايد، ايشان در سخن رانی ها و نوشته هايشان کم تر از واژه های بيگانه استفاده می کند. البته من نمی گويم مانند او بنويسيم و سخن بگوييم، ولی سعی مان را بکنيم. مهندس احمد حامی (که خدايش بيامرزاد) کتابی دارد به نام مصالح و روش های ساختمانی. گر چه اين کتاب تخصصی است ولی ايشان در اين کتاب واژه های بيگانه کم تری را به کار برده است. دکتر حسابی که در رشته های شيمی و فيزيک سرآمد بود، يکی از علاقه مندان زبان پارسی بود. روزی ايشان در همايشی شرکت کرده بود. يکی از سخنرانان در حال سخنرانی بود. اين سخنران تا می توانست واژه های بيگانه به کار می برد. هنگامی که سخنرانی ايشان تمام شد دکتر حسابی به سراغش رفت و خسته نباشيد گفت ولی از نحوه سخنرانی ايشان گله کرد. سخنران گفت چاره ای نداشته زيرا معادل پارسی اين واژه ها را نمی دانسته است. در اين هنگام دکتر حسابی کاغذی را که در جيب داشت به او داد. در اين کاغذ معادل پارسی واژه های بيگانه ای را که مرد سخنران به کار برده بود، نوشته شده بود. اين نشان می دهد که دکتر حسابی علاوه بر تبحر در دانش های گوناگون در زبان و فرهنگ پارسی هم تبحر داشت و بدان عشق می ورزيد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 16 May 2009 07:46:50 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=naghi-javady&amp;postid=94</comments>
<dc:creator>naghi-javady</dc:creator>
<guid>http://naghi-javady.blogfa.com/post-94.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>گپی کوتاه با خرداد </title>
<link>http://naghi-javady.blogfa.com/post-93.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=4&gt;گفتم : سلام.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=4&gt;گفت : سلام دوست من.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=4&gt;گفتم : شما ؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=4&gt;گفت : من خرداد هستم. همان خرداد پر حادثه.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=4&gt;گفتم : ما به تو عادت داريم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=4&gt;گفت : من هم به شما عادت دارم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=4&gt;گفتم : چه کار کنيم امسال؟&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=4&gt;گفت : نگذاريد به تير بکشد. به تير عادت نکنيد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;&lt;FONT size=4&gt;گفتم : چه جوری؟ گفت مرا در يابيد. تا من هستم ميخ تان را محکم بکوبيد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 13 May 2009 12:02:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=naghi-javady&amp;postid=93</comments>
<dc:creator>naghi-javady</dc:creator>
<guid>http://naghi-javady.blogfa.com/post-93.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>انتقاد آری تخریب هرگز</title>
<link>http://naghi-javady.blogfa.com/post-92.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;يکم- من در انتخابات دو مرحله ای چهار سال پيش به آقای احمدی نژاد رای ندادم. در بحث های آ ن موقع نيز برای رای ندادن به ايشان دلايلی داشتم. در انتخابات پيش رو نيز به ايشان رای نخواهم داد و به ديگران نيز توصيه می کنم و خواهم کرد که به ايشان رای ندهند. من به سياست های اقتصادی ، سياسی ، فرهنگی و اجتماعی ايشان انتقاد دارم و معتقدم ايشان فاقد توانايي های لازم برای اداره کشور بزرگ ايران است. ايشان علی رغم در اختيار داشتن منابع عظيم مالی فرصت سوزی کرده است. بنا بر اين هر ايرانی ميهن دوستی حق دارد از عمل کرد ايشان ناراضی باشد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;دوم- شماری از دوستان در وبلاگ ها و سايت های خود به جای پرداختن به نقد عمل کرد دولت نهم و رييس آن آقای احمدی نژاد ، در قالب شعر و طنز به مسخره کردن ايشان می پردازند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;سوم- من با اين نوع طنازی ها مخالم و از دوستان خواهش می کنم به جای اين کارها به نقد عمل کرد ايشان بپردازند. به هر حال ايشان به عنوان يک هم وطن و يک انسان برای خودش ، خانواده اش و طرفدارانش محترم است و اين اخلاقی نيست که اين گونه بر ايشان بتازيم. همان گونه که ما دوست نداريم نامزد (کانديدا) مورد علاقه ما مورد هجوم هتاکان قرار گيرد ، طرفداران ايشان نيز دوست ندارند از ايشان هتک حرمت شود. نقد عمل کرد هر دولتمردی لازم است اما به شرطها و شروطها. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 12 May 2009 11:49:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=naghi-javady&amp;postid=92</comments>
<dc:creator>naghi-javady</dc:creator>
<guid>http://naghi-javady.blogfa.com/post-92.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ارتباط تحریم کنندگان انتخابات با بازار گل هلند</title>
<link>http://naghi-javady.blogfa.com/post-91.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;کشور هلند به واسطه توليد گل  شهرت خاصی دارد. در برخی از بازارهای گل اين کشور ، فروشنده ها حجم انبوهی از انواع گل ها را به معرض فروش می گذارند. مشتری ها نيز در محل حراج ، حاضر هستند. فروشنده قيمتی را به عنوان قيمت پايه اعلام می کند و حراج آغاز می شود. با گذشت زمان قيمت کل گل ها به تدريج پايين می آيد. وقتی که يکی از مشتری ها اعلام خريد کند ، کل محصول به قيمت همان لحظه به او فروخته می شود و حراج تمام است. در اين نوع حراج هر چه زمان می گذرد، قيمت پايين تر می آيد. رقابت ميان خريداران هم اين گونه توجيه دارد که اولين اعلام خريد، منجر به سلب فرصت از ديگران می شود. ممکن است يک خريدار با تعلل در خريد محصول و با انتظار پايين تر آمدن قيمت اصلا مجالی برای خريد نداشته باشد.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=4&gt;حال حکايت تحريم کنندگان انتخابات حکايت اين بازار گل است. کسانی که انتخابات را تحريم می کنند و در خيال خود به اين اميد هستند که مشکلات زياد شود و با زياد شدن مشکلات مردم دست به شورش بزنند و بدين وسيله دولت ساقط شود مانند همان مشتريان بازار گل هلند هستند که آن قدر تعلل می کنند که کلا بازار را از دست  می دهند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 09 May 2009 04:59:14 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=naghi-javady&amp;postid=91</comments>
<dc:creator>naghi-javady</dc:creator>
<guid>http://naghi-javady.blogfa.com/post-91.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>ارتباط مهندسی ارزش و انتخابات</title>
<link>http://naghi-javady.blogfa.com/post-90.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;احتمالا اصطلاح &quot;&lt;STRONG&gt;&lt;FONT color=#0000ff&gt;مهندسی ارزش&lt;/FONT&gt;&lt;/STRONG&gt;&quot; به گوش تان خورده است. حتما تعريف اين اصطلاح را هم می دانيد. ولی برای يادآوری آن را دوباره تعريف می کنم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;طبق تعريف مهندسی ارزش عبارت است از: &quot; روشی  که با اجرای آن هزينه ها کاهش يافته و عمل کرد سامانه (سيستم) بهتر شود. هدف اصلی مهندسی ارزش توجه به کارکرد است نه کيفيت و نه هزينه. چرا که تامين کارکرد خود به خود کاهش هزينه و ارتقای کيفيت را به دنبال دارد. برای اين که بهترين نتايج از مطالعه مهندسی ارزش حاصل شود بايد اين مطالعه از اولين مرحله مطالعه هر پروژه ای آغاز شود. هر چه مطالعه و طراحی پروژه ای نهايي تر شود امکان تغيير دادن آن و بهره مندی از ظرفيت های کاهش هزينه کم تر خواهد بود.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;حال اگر کشور داری و مديريت کلان آن را يک پروژه فرض کنيم و اولين مراحل اين پروژه را انتخابات بدانيم ، مهندسی ارزش به اين پروژه بايد از همين انتخابات شروع شود. بنا بر اين ، نخستين شرط برای اجرای درست پروژه اين است که با هر عقيده و تمايلات سياسی که داريم در انتخابات شرکت کنيم.  دومين شرط نيز اين است که از ميان نامزدهای انتخابات فرد اصلح را انتخاب کنيم.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;واژه اصلح متاسفانه به دليل کاربرد زياد در اين چند ساله اخير معنای واقعی خود را از دست داده است.&lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt; در کشور ما دامنه انتخاب افراد محدود است و از ميان هزاران داوطلب ثبت نام کننده فقط شمار اندکی از صافی (فيلتر) شورای محترم نگهبان می گذرند. حال که دامنه انتخاب مان محدود است نمی توانيم در خانه بنشينيم و بگويم چون فرد مورد نظر ما در ميان نامزدها نيست من شرکت نمی کنم. اين کار نه تنها مشکلات کشور ما را کم نمی کند بلکه بر انبوه مشکلات می افزايد. نمونه اش همين انتخابات چهار سال پيش است. به نظر من نتيجه انتخابات آن دوره را نه طرفداران آقای احمدی نژاد که تحريم کنندگان رقم زدند و همانی شد که نبايد می شد. به هر حال در هزينه هايي که در اين چهار سال به کشور تحميل شد علاوه بر انتخاب کنندگان آقای احمدی نژاد تحريم کنندگان انتخابات هم مقصرند. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl align=justify&gt;&lt;FONT size=3&gt;حال که نتيجه تحريم و در خانه نشستن بر همگان مشخص شده ، شايسته است از اين تجربه درس بگيريم و با شرکت در انتخابات سرنوشت خود و کشورمان را از سر بنويسيم. &lt;/FONT&gt;&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 09 May 2009 04:57:03 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=naghi-javady&amp;postid=90</comments>
<dc:creator>naghi-javady</dc:creator>
<guid>http://naghi-javady.blogfa.com/post-90.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
