تبليغاتX
گفتنی ها - باز هم درباره زبان پارسی و ارزش پاس داشتن آن

گفتنی ها

باز هم درباره زبان پارسی و ارزش پاس داشتن آن

خليج فارس را دوست می دارم. زيرا خليج فارس با گوشت، پوست و خون من عجين شده است. فارسی را دوست می دارم. زيرا اين زبان هويت کشور من است. اين زبان کهن، تاريخی به قدمت کشورم دارد. فارسی را پاس می دارم زيرا بدون اين زبان، فرهنگم تهی می شود. بياييد نگهبان اين زبان باشيم و آن را از دست توفان زمانه و هجوم فرهنگ ها و زبان های بيگانه نجات دهيم. دستور اين زبان کهن را بدانيم و آن را بياموزيم. تا می توانيم در نوشتار و گفتار از به کار بردن واژه های بيگانه خود داری کنيم. فرهنگستان زبان و ادب پارسی همه ساله دست به توليد واژه ها و ترکيب های تازه می زند و همه ما به عنوان يک ايرانی وظيفه داريم از آن ها استفاده کنيم. شماری از اين واژگان پارسی به عنوان نمونه برای به کار بردن در نوشتار و گفتار در زير می آيد. بياييد بی تفاوت نباشيم و بکوشيم اين واژگان را ترويج کنيم. البته من اعتقاد به اين ندارم که همه واژه های بيگانه را دور بريزيم، بلکه وجود برخی از آن ها را برای زيبايي زبانمان لازم هم می دانم. ولی معتقدم اگر واژه معادل زيبای پارسی داريم آن را بر واژه بيگانه ترجيح دهيم. بيش تر اين واژه ها را همه می شناسيم و چندين بار به گوشمان خورده است، ولی تنبلی مان می شود در نوشته ها و گفته هايمان آن ها را به کار ببريم. اما واژگان زيبای پارسی و معادل بيگانه آن ها:

ورزشگاه...... استاديوم

رايانه .....کامپيوتر

چاپگر.... پرينتر

نامزد.....کانديدا ، داوطلب

موشواره....ماوس

پذيرش....قبول

پرسش....سوال

پاسخ....جواب

آزمون....امتحان

يادداشت.....نت

پزشک....دکتر

دزدی....سرقت

کشتی....سفينه

تندرو....سريع السير

بالگرد....هلی کوپتر

شمار اين واژگان زياد است و من فقط بخشی از آن ها را برای يادآوری اين جا آوردم. حالا که ما کشورمان را دوست داريم بايد همه چيز آن را دوست داشته باشيم. زبان ، آب ، خاک ، مردم و فرهنگ اين سرزمين جدا از هم نيستند. نمی شود يکی را دوست داشت و يکی را نه. ما که اين گونه به نام خليج فارس حساس هستيم بايسته است به زبانمان هم حساس باشيم. نام استاد دکتر جلال الدين کزازی را حتما شنيده ايد، ايشان در سخن رانی ها و نوشته هايشان کم تر از واژه های بيگانه استفاده می کند. البته من نمی گويم مانند او بنويسيم و سخن بگوييم، ولی سعی مان را بکنيم. مهندس احمد حامی (که خدايش بيامرزاد) کتابی دارد به نام مصالح و روش های ساختمانی. گر چه اين کتاب تخصصی است ولی ايشان در اين کتاب واژه های بيگانه کم تری را به کار برده است. دکتر حسابی که در رشته های شيمی و فيزيک سرآمد بود، يکی از علاقه مندان زبان پارسی بود. روزی ايشان در همايشی شرکت کرده بود. يکی از سخنرانان در حال سخنرانی بود. اين سخنران تا می توانست واژه های بيگانه به کار می برد. هنگامی که سخنرانی ايشان تمام شد دکتر حسابی به سراغش رفت و خسته نباشيد گفت ولی از نحوه سخنرانی ايشان گله کرد. سخنران گفت چاره ای نداشته زيرا معادل پارسی اين واژه ها را نمی دانسته است. در اين هنگام دکتر حسابی کاغذی را که در جيب داشت به او داد. در اين کاغذ معادل پارسی واژه های بيگانه ای را که مرد سخنران به کار برده بود، نوشته شده بود. اين نشان می دهد که دکتر حسابی علاوه بر تبحر در دانش های گوناگون در زبان و فرهنگ پارسی هم تبحر داشت و بدان عشق می ورزيد.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 11:17  توسط نقی عبدالجوادی دستجردی  |