گپی کوتاه با خرداد
گفتم : سلام.
گفت : سلام دوست من.
گفتم : شما ؟
گفت : من خرداد هستم. همان خرداد پر حادثه.
گفتم : ما به تو عادت داريم.
گفت : من هم به شما عادت دارم.
گفتم : چه کار کنيم امسال؟
گفت : نگذاريد به تير بکشد. به تير عادت نکنيد.
گفتم : چه جوری؟ گفت مرا در يابيد. تا من هستم ميخ تان را محکم بکوبيد.
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1388ساعت 15:33  توسط نقی عبدالجوادی دستجردی
|
