ارتباط مهندسی ارزش و انتخابات
احتمالا اصطلاح "مهندسی ارزش" به گوش تان خورده است. حتما تعريف اين اصطلاح را هم می دانيد. ولی برای يادآوری آن را دوباره تعريف می کنم.
طبق تعريف مهندسی ارزش عبارت است از: " روشی که با اجرای آن هزينه ها کاهش يافته و عمل کرد سامانه (سيستم) بهتر شود. هدف اصلی مهندسی ارزش توجه به کارکرد است نه کيفيت و نه هزينه. چرا که تامين کارکرد خود به خود کاهش هزينه و ارتقای کيفيت را به دنبال دارد. برای اين که بهترين نتايج از مطالعه مهندسی ارزش حاصل شود بايد اين مطالعه از اولين مرحله مطالعه هر پروژه ای آغاز شود. هر چه مطالعه و طراحی پروژه ای نهايي تر شود امکان تغيير دادن آن و بهره مندی از ظرفيت های کاهش هزينه کم تر خواهد بود.
حال اگر کشور داری و مديريت کلان آن را يک پروژه فرض کنيم و اولين مراحل اين پروژه را انتخابات بدانيم ، مهندسی ارزش به اين پروژه بايد از همين انتخابات شروع شود. بنا بر اين ، نخستين شرط برای اجرای درست پروژه اين است که با هر عقيده و تمايلات سياسی که داريم در انتخابات شرکت کنيم. دومين شرط نيز اين است که از ميان نامزدهای انتخابات فرد اصلح را انتخاب کنيم.
واژه اصلح متاسفانه به دليل کاربرد زياد در اين چند ساله اخير معنای واقعی خود را از دست داده است.
در کشور ما دامنه انتخاب افراد محدود است و از ميان هزاران داوطلب ثبت نام کننده فقط شمار اندکی از صافی (فيلتر) شورای محترم نگهبان می گذرند. حال که دامنه انتخاب مان محدود است نمی توانيم در خانه بنشينيم و بگويم چون فرد مورد نظر ما در ميان نامزدها نيست من شرکت نمی کنم. اين کار نه تنها مشکلات کشور ما را کم نمی کند بلکه بر انبوه مشکلات می افزايد. نمونه اش همين انتخابات چهار سال پيش است. به نظر من نتيجه انتخابات آن دوره را نه طرفداران آقای احمدی نژاد که تحريم کنندگان رقم زدند و همانی شد که نبايد می شد. به هر حال در هزينه هايي که در اين چهار سال به کشور تحميل شد علاوه بر انتخاب کنندگان آقای احمدی نژاد تحريم کنندگان انتخابات هم مقصرند.
حال که نتيجه تحريم و در خانه نشستن بر همگان مشخص شده ، شايسته است از اين تجربه درس بگيريم و با شرکت در انتخابات سرنوشت خود و کشورمان را از سر بنويسيم.
