ميرحسين موسوی آخرين تير در کمان آرش اصلاحات:
با کناره گيری آقای خاتمی و جدی شدن اعلام حضور آقای ميرحسين موسوی کم کم تنور انتخابات دهم داغ می شود. اصلاح طلبان و اصول گرايان برای به دست آوردن دوباره قدرت به تکافو افتاده اند. در اين ميان، گر چه هنوز نامزدهای نهايي از صافی (غربال) شورای نگهبان رد نشده اند و مشخص نيست چه کسانی در آوردگاه دهم باقی خواهند ماند ولی چيزی که مشخص است اين است که در ميان اصلاح طلبان آقای کروبی و موسوی و در ميان اصول گرايان آقای احمدی نژاد برای ماندن در رقابت جدی هستند.
در ميان اصلاح طلبان و از ميان دو نامزد جدی يعنی کروبی و موسوی آقای موسوی تاکنون نشان داده که از اقبال بيش تری برخوردار است. البته بايد منتظر ماند و آينده چشم دوخت. ولی به نظر من آقای موسوی به دلايل زير گزينه بهتری است. البته اين مقايسه ها نسبی است و نمی توان گفت موسوی بهترين فرد می باشد. ولی در شرايط کنونی گزينه بهتری به غير از ايشان نمی توان يافت:
1- آقای موسوی تجربه 8 سال حضور مداوم در راس هرم اجرايي کشور را آن هم در شرايط جنگ دارد. اداره کشور در آن شرايط حساس جنگی و تحريم های اقتصادی واقعا هنر است. در آن شرايط بودجه کشور برپايه نفت 24 دلاری بسته شده بود ولی به يک باره بهای نفت به 8 دلار کاهش يافت.
2-ايشان دارای شفافيت بيش تری در رفتار و گفتار می باشد.
3-ايشان اعتقاد بيش تری به آزادی بيان و عقيده دارد.
4-ايشان اعتقاد بيش تری به استفاده از هم فکری نخبگان دارد.
5-ايشان واقع گراتر از ساير نامزدها می باشد.
6-آقای موسوی مسايل و مشکلات کشور را می داند و برای درمان دردهای مزمن اقتصادی و اجتماعی نسخه هايش بهتر از رييس جمهور کنونی خواهد بود.
7-در صورت انتخاب ايشان به عنوان رييس جمهور قطعا مسايل و مشکلاتمان با جهان اگر کمتر نشود بيش تر نخواهد شد. ايشان يک روز انکار هولوکاست نمی کند و يک روز اظهار دوستی با مردم اسراييل.
به هر حال انتخاب ايشان به عنوان رياست جمهوری گامی است به جلو. نشستن و غر زدن دردی را دوا نمی کند. بايد برای رسيدن به فردايي بهتر در انتخابات پيش رو شرکت کرد. کسانی که انتخابات را تحريم می کنند اگر راه حل بهتری دارند ارايه دهند.
