تبليغاتX
گفتنی ها

گفتنی ها

همه حق زندگی دارند.

من ايران را دوست دارم و ايران اولويت من برای خدمت است. من به اين ضرب المثل اعتقاد دارم که چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است. ولی با اين همه نمی توانم نسبت به ديگر مردمان ساکن در کره خاکی بی تفاوت باشم. اگر خبر مرگ هريک از ابنای بشر را در هر کجا از کره خاکی بشنوم ناراحت می شوم. فرقی هم ندارد که مسلمان باشد يا مسيحی ، يهودی باشد يا زرتشتی ، بودايي باشد يا برهمايي يا اصلا بی دين. خون ريزی و کشتار مردم را نيز به هر نيتی که باشد برنمی تابم و از آدم کشان در هر لباسی متنفرم.
بنابراين سرنوشت مردم غزه همانند سرنوشت مردم افغانستان و عراق و ساير کشورهای ديگر براي ام مهم است. کشتار مردم بی گناه غزه همان گونه که دل همه انسان دوستان را به درد آورد ، دل مرا نيز به درد آورد. پس به مسببان اين کشتار بی رحمانه نفرين می کنم و خواهان مجازات آن ها هستم.
مردم غزه 22 روز در زير آتش باری بی رحمانه و سنگين مشتی از خدا بی خبر قرار داشتند و کسی نبود که از آن ها دفاع کند. سازمان های جهانی نيز در اين 22 روز فقط به صدور چند بيانيه اکتفا کردند. مگر گناه اين مردم چه بوده است؟ آن ها مگر چه می خواهند؟ مگر نه اين است که آن ها هم خواهان حقوق از دست رفته شان هستند؟ مگر نه اين است که آن ها هم خواهان کشوری برای زندگی هستند؟
به هر حال اين روزهای آتش و خون برای غزه گذشت و با اعلام آتش بس ، مردم غزه فرصت کردند به خانه ها که نه ، به آوارهای باقی مانده از خانه هايشان باز گردند تا بتوانند پيکر عزيزانشان را از زير آوارها خارج کنند. هنوز اجساد زيادی در زير آوارها باقی مانده است و روزهای زيادی طول می کشد که اين اجساد از زير اين آوارها خارج شوند. بيش تر خانه ها ويران و ساختارهای زير بنايي از بين رفته است. فلسطينی های فقير چگونه می توانند با دست خالی سرپناهی برای خود بسازند؟ من بيش تر از آن که حماس را مقصر بدانم ، سران غاصب اسراييل را مقصر می دانم زيرا ماه هاست که غزه را محاصره کرده بودند و از رسيدن کمک های بين المللی جلوگيری می کردند
جهان در سده بيست و يکم قرار دارد ولی خوی ددمنشی و سبوعيت هنوز در ابنای بشر از بين نرفته است. صاحبان قدرت و ثروت آن جا که اقتضا کند برای حفظ منافع نامشروع شان از هر جنايتی فروگذار نخواهند بود.گويي در ابتدای دوران حضور بشر در کره زمين قرار داريم.
 به هر حال اميدوارم بشر به درجه ای از فهم و کمال و انسانيت برسد که بپذيرد ديگران هم حق زندگی ، انديشيدن ، اظهار عقيده و رفاه را دارند.
+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام دی 1387ساعت 10:33  توسط نقی عبدالجوادی دستجردی  | 

کدام یک بهترند؟

در خبرها خواندم آقای خاتمی گفته است از ميان من و آقای ميرحسين موسوی يکی برای انتخابات رياست جمهوری دهم نامزد می شويم. با توجه به اعلام آمادگی زود هنگام آقای کروبی ، با آمدن يک نفر از ميان خاتمی و موسوی باز شاهد دو دستگی در ميان اصلاح طلبان خواهيم بود. با توجه به تجربه انتخابات چهار سال پيش آيا لازم نيست اصلاح طلبان در اين موضع خود تجديد نظر کنند و به يک اتفاق نظر برسند تا تجربه تلخ چهار سال پيش تکرار نشود؟
به نظر من اصلاح طلبان هم در خساراتی که در اين چهار سال به کشور وارد شده به نوعی مقصرند. زيرا اگر آن ها با نامزدی واحد وارد انتخابات می شدند احتمال پيروزی شان در انتخابات بود و وضع الآن اين گونه نمی شد.
به هر حال اصلاح طلبان بايد از ميان خود فردی جامع الشرايط را برای انتخابات نامزد کنند. اين فرد ، علاوه بر وجهه اجتماعی و مردم پسند بايد توانايي اداره کشور را در شرايط فعلی دارا باشد.
به نظر شما از ميان آقايان کروبی ، خاتمی ، موسوی و عارف و سايرينی که شما می شناسيد کدام يک در شرايط کنونی بهتر است؟
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 9:3  توسط نقی عبدالجوادی دستجردی  | 

نمی شود مسلمان بود و ..

نمی شود مسلمان بود و دروغ گفت.
نمی شود مسلمان بود و تهمت زد.
نمی شود مسلمان بود و از حال همسايه فقير بی خبر بود.
نمی شود مسلمان بود و حق ضعيفان خورد.
نمی شود مسلمان بود و به ديگران ظلم کرد.
نمی شود مسلمان بود و به آزادی و آرای افراد احترام نگذاشت.
مسلمان واقعی از دروغ ،تهمت،ظلم و ستم و تجاوز به حقوق ديگران بيزار است. نمی شود ناممان را مسلمان بگذاريم و به تمام صفات غير انسانی شهره شويم. يادمان باشد ديگران هم حق زندگی دارند.يادمان باشد اسلام دين رحمت است و پيروان اين دين نبايد موجبات زحمت ديگران را فراهم کنند. يادمان باشد با حرف نمی توان از دين گريزی جوانان جلوگيری کرد و با عمل است که می توان آنان را جذب دين کرد. يادمان باشد پيامبر گرامی اسلام دشمنانش را بخشيد و ما پيرو اويم. يادمان باشد هر کس در انديشيدن و اظهار عقيده آزاد است و نمی توان به ديگران القا کرد چون ما بينديشند ، چون ما بپوشند و چون ما خالق شان را بپرستند.
+ نوشته شده در  دوشنبه دوم دی 1387ساعت 15:50  توسط نقی عبدالجوادی دستجردی  |