تبليغاتX
گفتنی ها

گفتنی ها

دروغ گویان به بهشت نمی روند

در ماجرای آقای کردان چیزی که کم تر بدان پرداخته شد دروغ بود. همه به بی مدرکی و جعلی بودن مدرک آقای کردان ایراد گرفتند ولی کسی به دروغ گویی ایشان و اطرافیان ایشان خرده نگرفت. در دین مبین اسلام دروغ یکی از گناهان کبیره است همسان با زنا، شرب خمر ،قتل و ...

آقای احمدی نژاد در دفاع از آقای کردان گفت ما مدیریت ایشان را لازم داریم نه مدرکش را. این قبول. ولی اگر مدیریت ایشان مهم بود چه لزومی داشت ایشان را به عنوان دکتر به مجلس معرفی کنند؟ آیا بهتر نبود ایشان را با همان مدرکی که داشت معرفی می کردند؟ چه لزومی داشت دروغ تحویل مجلس و جامعه بدهند؟ دولتی که به مردمش دروغ می گوید آیا به عواقب این کار اندیشیده است؟ آیا می دانید دروغ و دروغ گویی و ریختن قبح گناه چه عواقب خطرناکی دارد؟ ملتی که از دولتش دروغ می شنود دیگر حرف های راست دولت را نیز قبول نخواهد کرد. دولتی که فضایل اخلاقی را تبلیغ می کند و خود را زمینه ساز ظهور منجی می داند نباید به مردم و نمایندگان آن ها دروغ بگوید. آقایان دروغ بدتر از بی مدرکی است و دروغ گویان به بهشت نمی روند.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم آبان 1387ساعت 14:38  توسط نقی عبدالجوادی دستجردی  | 

دنیای وارونه احزاب ایرانی

ما ایرانی ها از همه نظر با دیگران فرق می کنیم. یکی از تفاوت های ما ایرانی ها با دیگر مردمان در حزب بازی مان است. معمولا در دیگر کشورها این احزاب هستند که به افراد داخل آن حزب اعتبار می دهند. اگر کسی از این احزاب نامزد شود برنامه های حزبش را اعلام می کند و اهداف حزب را اهداف خود می داند. بنا بر این اگر این فرد پس از انتخاب شدن به عنوان رییس جمهور ، نخست وزیر یا نماینده مجلس به خطا رفت حزب جلو او را می گیرد و خطاهایش را گوشزد می کند. یا اگر این فرد نتوانست برنامه هایش را پیاده کند حزب پاسخ گوی عمل کردهای ضعیف او خواهد بود. ولی در ایران برعکس است و این افراد هستند که به احزاب اعتبار می دهند. شاهد مثال ، توصیه آقایان اصلاح طلب به آقای خاتمی برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری است. احزاب اصلاح طلب می خواهند از این طریق برای خود اعتباری کسب کنند. معلوم نیست این همه سال ، این احزاب چه کار کرده اند و به چه کاری مشغول بوده اند که نتوانسته اند درون خودشان کسانی را تربیت کنند که نامزد ریاست جمهوری شوند. باز گلی به جمال آقای مهدی کروبی که حداقل اگر کاری نکرده ولی این جرات را داشته که با شناسنامه حزبش وارد عمل شود. این را هم بگویم که این مشکل فقط در بین احزاب اصلاح طلب نیست احزاب اصول گرا نیز دچار این مشکل هستند. اصولا کسانی که خود را نامزد انتخابات ریاست جمهوری می کنند خود را فرا حزبی معرفی می کنند تا مبادا به جانب داری از حزب یا گروهی متهم شوند. هنوز حزب در کشور ما به جایگاه واقعی خود دست نیافته است. احزاب با به قدرت رسیدن افراد شکل می گیرند و با رفتن افراد یا منحل می شوند و یا به مانند یک شرکت سهامی خاص در می آیند.

 

+ نوشته شده در  شنبه هجدهم آبان 1387ساعت 11:23  توسط نقی عبدالجوادی دستجردی  | 

شرکت سهامی مشارکت(سهامی خاص)

حزب مشارکت به سلامتی چند روز پیش وارد دهمین سال زندگی اش شد. این حزب توسط شماری از دولتیان آن زمان پایه گزاری شد. در واقع این حزب از دل قدرت بیرون آمد. مانند همه احزابی که قبل و یا بعد از این حزب از دل قدرت بیرون آمده بودند. این حزب به حیات سیاسی خود ادامه داد تا سرانجام عمر دولت آقای خاتمی به سر آمد و متاسفانه به دلیل فقدان پایگاه مردمی این حزب نتوانست به قدرت دست یابد. نامزد این حزب در انتخابات ریاست جمهوری فقط توانست چهار میلیون رای به دست آورد.

صاحبان این حزب چه در زمان قدرت و چه پس از آن ، کاری برای به دست آوردن پایگاه مردمی انجام ندادند. ظاهرا سران این حزب یا بهتر بگویم شرکت سهامی خاص دلشان نمی خواهد از لاک خودشان بیرون بیایند. آن ها در این سه سال و اندی بیرون قدرت بودن همیشه در لاک خود گرفتار بودند. حزبی که داعیه مجدد به قدرت رسیدن دارد چگونه می خواهد خود را از این لاک نجات دهد؟ در حالی که طرفدارانی اندک و سرانی بی سیاست دارد. آن ها در این ده سال حتی نتوانسته اند یک فرد در حد و اندازه آقای محمد خاتمی تربیت کنند. این است که دوباره به سراغ ایشان رفته اند و با خواهش و تمنا می خواهند او را وارد میدان کنند. سران این حزب را مردم عادی نه می شناسند و نه به آن ها گرایش دارند. سران این حزب چگونه می خواهند اقبال عمومی به سمت آن ها شود در حالی که خود را تافته جدا بافته از مردم می دانند؟

آن ها که سال هاست خود را از مردم جدا کرده اند چگونه می خواهند مردم به آن ها رای دهند؟ بهتر بود سران این حزب که همگی دکتر و مهندس هستند سری به ترکیه می زدند و از سران حزب عدالت ترکیه راز موفقیت شان را جویا می شدند تا این ها نیز همان کاری را می کردند که سران حزب حاکم ترکیه کردند.

آقایان مشارکتی اگر این گونه ادامه دهید وضع تان بهتر از این نخواهد شد. تا دیر نشده بجنبید، چون خیلی زود دیر می شود و چهار سال دیگر و آه و افسوسی دیگر.

+ نوشته شده در  شنبه یازدهم آبان 1387ساعت 14:20  توسط نقی عبدالجوادی دستجردی  |