تبليغاتX
گفتنی ها

گفتنی ها

من ایرانی ام

اين مقاله 1/5/1387 در صفحه چهار روزنامه اعتماد چاپ شده بود.

 

من ايرانی ام. بايد ميهنم را دوست بدارم. مانند ملت های ديگر که وطنی دارند و دوستش می دارند.

من ايرانی ام. بايد کاری کنم. نشستن و قر زدن دردی را درمان و مشکلی را آسـان نمی کند.

می خواهم کاری کنم. اما نمی دانم. از کجا شروع کنم؟

کارت چيست؟

دانش آموزم.

بهترين کاری که می توانی انجام دهی درس خواندن است. برای نمره درس نخوان. برای دانستن درس بخوان.

دانشجوام.

تو هم درس بخوان. تحقيق کن. استادت را سوال پيچ کن. مجبورش کن علمش را به روز کند.

کارگرم.

تو هم خوب کار کن. هر چند حقت را نمی دهند. ولی نمی شود که چون حقت را نمی دهند دست روی دست بگذاری و بی عدالتی را با کار نکردن تلافی کنی.

آموزگارم ، معلمم ، دبيرم ، استاد دانشگاهم.

خوب درس بده. شاگردانی توانا تربيت کن. به شاگردانت خوب بودن را بياموز.

آخه اين دولت....

آخه اين دولت نداره. اين دولت هم از خود ماست. مگر اين ها که بر ما حکومت می کنند خارجی اند؟ اين ها هم ايرانی اند. اين دولت مردان هم جزوی از ايرانند. تو اگر خوب باشی و شاگرد خوب تربيت کنی ، همه چيز درست می شود. اگر تو خوب باشی ، دولت هم خوب می شود. ملت خوب ، دولت خوب و مديرانی مدبر را لايق است. دولت ها برآيند مردم هستند. کجای دنيا سراغ داری که مردمش خوب باشند ولی دولتش بد؟ يا برعکس کجای دنيا سراغ داری که مردمش بد ولی دولتش خوب باشد.

آخه مستاجرم. حقوقم کم است. تفريح ندارم و.....

می دانم. اگر تو تلافی کنی و کارت را خوب انجام ندهی مگر مشکلاتت حل می شود. با کم کاری مشکلات تو و کشور نه تنها حل نمی شود ، بلکه هر روز بيش تر و بيش تر می شود.

پاشو کاری کن. ميهن کهنمان منتظر اقدام توست. صبر جايز نيست. پاشو. کتابت گوشه ای افتاده است ، آن را بردار. استادت را سوال پيچ کن. مجبورش کن به دنبال مطالعه برود. علمش را به روز کند. تا پاسخت را بيابد.

پاشو کاری کن. ميهن کهنمان منتظر اقدام توست. صبر جايز نيست. پاشو. ارباب رجوع منتظر است. نياز به يک امضای تو دارد. کارش را انجام بده. به فردا موکول نکن. از الآن پاشدی ، آستين بالا زدی برای نماز ظهر؟ تا نماز ظهر که خيلی مانده. کار ارباب رجوع را انجام بده به اندازه نماز ثواب دارد. مگر يک امضا چقدر طول می کشد؟

 پاشو کاری کن. ميهن کهنمان منتظر اقدام توست. صبر جايز نيست. پاشو. دانش آموزان منتظر تو هستند. سوال علی و بهرام را جواب بده. آن ها درحل مسئله شماره سه مشکل دارند. آخرکلاس که جای چرت زدن نيست. با همسرت مشکل داشتی ، بچه های مردم چه کنند؟

پاشو کاری کن. ميهن کهنمان منتظر اقدام توست. صبر جايز نيست. پاشو. دانشجويان منتظرند. منتظر دعوت نامه دانشگاه های کانادا يا آمريکا هستی؟ مگر در دانشگاه های ايران نمی شود درس داد و دانشجوی خوب تربيت کرد؟ مگر تو با هزينه اين ملت درس نخوانده ای؟ تو به اين ملت و اين کشور بدهکاری.

پاشو کاری کن. ميهن کهنمان منتظر اقدام توست. صبر جايز نيست. پاشو. مگر تو تعهد نداده ای؟ مگر تو قسم نامه سقراط نخوانده ای؟ بيمارت در اتاق عمل منتظر است. اين زير ميزی ديگر چه صيغه ای است؟ هزينه جداگانه ديگر چه کوفتی است؟ تو که وضعت خوب است. آسايش داری. درآمد خوب داری. اين همه پول را می خواهی چه کار؟ آخر اين بيمار بيچاره اين همه پول را از کجا بياورد؟ مگر درآمد او چقدر است؟

پاشو کاری کن. ميهن کهنمان منتظر اقدام توست. صبر جايز نيست. پاشو. مگر تو تعهد نداده ای؟ چرا قبول می کنی که مالک ساختمان برای کم کردن هزينه ها به بنا و کارگر دستور دهد از مقدار سيمان در بتن بکاهد؟ مگر نبايد مقاومت بتن 400 باشد. با اين مقدار سيمان که بتن به مقاومت 400 نمی رسد. مصالح چرا اين قدر ناخالصی دارد؟ تو مسئولی مهندس. مگر حادثه فرو ريختن ساختمان هفت طبقه سعادت آباد يادت رفته است؟ جواب آن کارگران بی گناه را چه کسی می دهد؟

پاشو کاری کن. خارجی ها برای ما کاری نخواهد کرد. خودمان بايد دست به کار شويم. پس پاشو. يا علی بگو تا عشق آغاز شود. عشق به وطن و عشق به اين مردم را با يک يا علی آغاز کن.

نقی عبدالجوادی دستجردی

دوشنبه 31/4/1387

+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم مرداد 1387ساعت 11:24  توسط نقی عبدالجوادی دستجردی  |