پس از فروپاشی نظام سلطنتی و تبديل آن به نظام جمهوری در ايران همه رييس جمهورها به جز شهيد رجايي و بنی صدر که دوران رياست جمهوری شان به صورت طبيعی به پايان نرسيد بقيه دو دوره رييس جمهور بوده اند. اين رييس جمهورها عبارتند از :
آقای خامنه ای از سال 1360 تا سال 1368
آقای هاشمی از سال 1368 تا سال 1376
آقای خاتمی از سال 1376 تا سال 1384
پس از اين ها آقای دکتر محمود احمدی نژاد رييس جمهور شد. کسانی که به ايشان رای دادند چهار دسته بودند.
دسته اول مردمی بودند که از آقای هاشمی بدشان می آمد و به هيچ وجه دلشان نمی خواست ايشان رای بياورد.
دسته دوم مردمی بودند که از دولت های پيشين دل خوشـــی نداشتند و می خواستند شخصی سر کار بيايد که بتواند به اوضاع کشور سروسامان داده و عدالت را برقرار کند.
دسته سوم به خيال دفاع از آرمان های انقلاب به ايشان رای دادند. اين دسته فکر می کردند رييس جمهورهای پيشين شعارهای اسلام خواهانه را فراموش کرده اند.
دسته چهارم اصلا ميانه خوشی با روحانيت نداشتند و می خواستند حتما يک غير آخوند رييس جمهور شود.
به هر حال اين چهار دسته به ايشان رای دادند. ولی چيزی که باعث شد ايشان رای بياورد موارد فوق بعلاوه عدم شرکت حدود 14 ميليون نفر افراد رای گريز بود. رای ندادن اين 14 ميليون نفر به رييس جمهور شدن آقای احمدی نژاد خيلی کمک کرد.
آقای احمدی نژاد پس از نشستن بر صندلی رياست بيش تر قول ها را فراموش کرد. نفت را سر سفره مردم نياورد و علاوه بر آن با گران شدن کالاها و تورم لگام گسيخته سفره مردم خالی تر شد. اختلاف طبقاتی بيش تر و فقرا فقيرتر شدند. صندوق ذخيره ارزی هر روز به بهانه ای خالی تر شد. کالاهای مورد نياز افراد فرودست جامعه سير صعودی گرفت.
در بخش خارجی ايشان با سخنان تنش زا و تصميمات غلط کشور را به سمت بحران برد. جايگاه ايران در صحنه جهانی روز به روز متزلزل تر شد و کشور در يک فضای نه جنگ نه صلح قرار گرفت. ديگر کسی جرات سرمايه گذاری نداشت. خروج سرمايه ها سرعت بيشتری گرفت. کشورک های ذره بينی و تازه تاسيس به ويژه امارات ادعای مالکيت بر بخشی از نقاط سرزمينی ما را کردند. به هر حال در عرض سه سال وضعيت به گونه ای شد که برگرداندن آن به وضعيت قبل از سال 1384 به گفته برخی کارشناسان حدود 20 سال طول می کشد.
به نظر من وضعيت به گونه ای شده که حتی دوستان آقای احمدی نژاد از ايشان دل کنده اند و فقط ايشان را تحمل می کنند تا يک سال باقی ايشان هم تمام شود. آقای احمدی نژاد اگر در انتخابات سال آينده شرکت نکند سنگين تر است. زيرا با اين عمل کرد ضعيف رای آوردن ايشان بعيد است. مگر اين که حماسه ای ديگر رخ دهد يا امدادهای غيبی به کمکش بيايد.
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و هشتم خرداد 1387ساعت 8:36  توسط نقی عبدالجوادی دستجردی
|
دین مبین اسلام دین کاملی است . اگر هم نقصی مشاهده می شود ، نقص دين نيست ، نقص دين داران يا نقص مدعيان دين داری است. من به عنوان يک مسلمان نقد هر دينی را نه تنها بد نمی دانم بلکه جايز می دانم. هر کس در هر عقيده ای مجاز به نقد دين و بيان آن است. اگر دينی کامل و بدون عيب و نقص باشد هيچ ترسی از نقد آن نيست. حتی نقد منصفانه باعث پالايش آن از خرافات می شود.
2- مخالفان اسلام چندين دسته اند. شماری از مخالفان يا هيچ آگاهی از اين دين ندارند يا آگاهی شان کم است. اين افراد علت مخالفتشان با دين ، رويه غلط برخی دين داران و يا رفتار بد حاکمان مدعی دين داری در جامعه است. اين افراد حساب دين را با حساب دين داران يا مدعيان دين داری يکی می دانند. در جامعه کنونی ما هم علت دين گريزی برخی افراد همين رفتار غلط حاکمان می باشد. شماری از مخالفان اسلام آگاهی دارند ولی مغرضند. شماری ديگر از مخالفان با اصل اسلام مخالف نيستند ولی برخی عقايد خرافی را که وارد اين دين شده بر نمی تابند. به هر حال سوء تفاهم ايجاد شده را با گفتگو و نقد منصفانه و توام با آگاهی دو طرف می توان رفع کرد.
3- امروزه در اینترنت افراد مختلفی با اهدافی مختلف مبادرت به ايجاد وبلاگ نموده اند. در اين محيط هم مدافع اسلام داريم هم مخالف آن. سخن من با مدافعان اسلام اين است که اگر می خواهند دين خود را تبليغ کنند نسبت به آن آگاهی و اشراف کامل داشته باشند. دوستی اين افراد با اسلام نبايد بسان دوستی خاله خرسه باشد. اسلام مدافع آگاه می خواهد.
4- اما خواسته ام از مخالفان هم اين هست که اگر می خواهند اين دين را نقد کنند ، زحمت بکشند لااقل پيش از نقد ، مطالعه ای درباره اين دين داشته باشند. منصفانه نيست بدون اشراف و آگاهی قبلی ، دين يا عقيده ای را نقد کرد.
به طور مثال يکی از دوستان مطلبی در باره شيوه مبارزه مهاتما گاندی و مردم هندوستان با استعمار انگليس نوشته بود. در مورد نوشته اين دوست ، دوست ديگری در بخش کامنت ها نوشته بود:
"چون آن ها هندو بودند توانستند با اين شيوه مبارزه پيروز شوند ، ولی ما مسلمانيم و در اسلام خبری از اين کارها نيست."
اين دوست يا نمی دانست و يا فراموش کرده بود که اولا در نهضت ضد استعماری مردم هند ، مسلمانان شبه قاره نقش بسزايي داشتند و ثانيا خود گاندی در بسياری از سخن رانی هايش گفته بود که او در مبارزه اش از امام سوم شيعيان يعنی امام حسين (ع) الهام گرفته بود.
دوست عزيزی که انواع و اقسام توهين ها را نسبت به دين روا می داری منصف باش و بدان که حساب عملکرد مدعيان دين داری از حساب دين و از حساب دين داران واقعی جداست. منصف باش و قبل از نقد قدری مطالعه کن.
اسلام دين رحمت است نه زحمت. اين را پيامبر اسلام حضرت محمد با عملش نشان داد. حضرت محمد وقتی قاتل عمويش را بخشيد و وقتی به ملاقات زن يهودی رفت نشان داد که اسلام دين رحمت است. در قرآن هم آمده است در دين روز و اجباری نيست. هر کس می تواند راه گمراهی پيش بگيرد يا راه فلاح و رستگاری.
+ نوشته شده در چهارشنبه هشتم خرداد 1387ساعت 16:25  توسط نقی عبدالجوادی دستجردی
|
من اشتباه می کردم. من می پنداشتم اين گرانی مسکن و مواد غذايي و غیره به خاطر عملکرد بد دولت است. بالاخره از اشتباه درآمدم و فهمیدم گرانی جهانی است. از رییس جمهور مهرورز و آقایان دولتی هم سپاسگزارم که با توضیحات خودشان در رسانه ها مرا از اشتباه درآورند. حالا خیالم راحت شد. دیگر به دولت خدمت گزار ایراد نمی گیرم که چرا همه چیز گران شده است؟ وقتی گرانی جهانی است ، تقصیر دولتی های عزیز و مهربان و مهرورز چیست؟ آن ها که مقصر نیستند بروید مقصر اصلی را پیدا کنید. من از همین جا از دولتیان مهرورز عذر خواهی می کنم. من از اول هم می دانستم این دولت هیچ تقصیری در گرانی ندارد. آخر به این دولت می آید که گرانی ایجاد کرده باشد؟

+ نوشته شده در سه شنبه هفتم خرداد 1387ساعت 17:37  توسط نقی عبدالجوادی دستجردی
|