بار دیگر محرم فرا رسید.بار دیگر موسم عزاداری سالار شهیدان شد. بار دیگر شیعیان رخت سیاه بر تن کردند. محرمی دیگر شد و تکیه ها برپا گردید. محرمی دیگر شد و دسته های عزادار در تکاپوی عزاداری. سال هاست این گونه است. محرمی می آید و مردمان چند روزی جامه سیاه می پوشند و عزاداری می کنند و تمام. دوباره همان می شود که نباید می شد. هیچ تغییری در اکثریت جامعه ایجاد نمی شود. آری سال هاست این گونه است. محرم هم مشمول گذشت زمان شده و تبدیل به مراسمی صرف شده است. گویا هدف فراموش شده است. آیا امام حسین و یارانش شهید شدند که ما در هر سال چند روزی عزاداری کنیم؟ آیا امام حسین به این عزاداری ها نیاز دارد؟ آیا این ستم در حق امام حسین نیست؟ آری امام در میان شیعیان هم مظلوم است. ستمی که امروزه بر امام روا می شود کم از ستم یزید و یزیدیان نیست. بیایید آن گونه که لایق حسین است محرم و عاشورا را پاس داریم. بیایید زینبی عمل کنیم تا یزیدی نباشیم.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم دی 1386ساعت 10:4  توسط نقی عبدالجوادی دستجردی
|
اگر مجلس در راس امور است چرا بزرگان ، عطایش را به لقایش بخشیدند و نامزد انتخابات مجلس هشتم نشدند؟!
انتظار داشتیم بزرگانی هم چون هاشمی ، خاتمی ، کروبی ،میرحسین موسوی ، روحانی ، ولایتی و افراد دیگری از دو جناح اصلاح طلب و اصول گرا نام نویسی کنند که این گونه نشد. این بزرگان حتما دلایلی دارند که به خودشان مربوط است. ولی آن چه که به من به عنوان عضوی از این جامعه مربوط است ، این است که این عزیزان می بایست در انتخابات مجلس هشتم نامزد می شدند. شاید این بزرگواران مجلس را دون شان خود می دانند. شاید دیگر اعتقادی ندارند که مجلس در راس همه امور است. شاید از ترس این که رای نیاورند داوطلب نشدند. شاید نمی خواستند پس از انتخاب شدن کس دیگری را به عنوان رییس مجلس بالای سر خود ببینند. و شایدهای دیگری که شاید گذشت زمان پاسخ گوید.
+ نوشته شده در شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 15:12  توسط نقی عبدالجوادی دستجردی
|
ما ایرانی ها خود را آريايي می دانيم. بر تاريخ چند هزار ساله خود می نازيم و بر عرب ها و ديگر مردمان می تازيم. خود را برترين مردمان و نجيب ترين آنها می دانيم. کورش و داريوش را بزرگ می شماريم و ارج می نهيم. همه اين ها درست است ولی الآن چه شديم و که هستيم؟!
هم اکنون آنی شده ايم که نبايد می شديم. بر منتقدان خشم می گيریم و اگر توانش را داشته باشيم گوش مالی اش می دهيم. بر ديگران نه تنها مهر نمی ورزيم بلکه اگر بتوانيم ستم هم روا می داريم. ديگران را مسخره می کنيم. برای قزوينی و رشتی و آذری جوک می سازيم و به ريششان می خنديم. خود را روشن فکر دانسته و اعتقادات ديگران را به بازی می گيريم.
حقوق همسايه ، همشهری و هم ميهن را رعايت نمی کنيم. در ورود به ساختمان و اتاق کلی تعارف تکه پاره می کنيم ولی در رانندگی حق تقدم را رعايت نمی کنيم. روزهای بارانی چنان ويراژ می دهيم که هر چه آب در خيابان جمع شده به سر و رو و لباس مسافر منتظر در کنار خيابان بپاشد و بعد قاه قاه می خنديم. در قطار مترو یا در اتوبوس صدای آهنگ موبايلمان را آن قدر زياد می کنيم تا ديگران را بيازاريم. اگر هم کسی اعتراض کرد با او گلاويز می شويم. هر روز در روزنامه ها خبر ده ها مورد قتل را می خوانيم که در آن آريايي خون آريايي ديگری را به ناحق ريخته است. ده ها مورد زورگيری و تجاوز به عنف ، ده ها مورد دزدی و مواردی ديگر که در اين مقال نمی گنجد.
آريايي را چه شده است ؟! اگر خون آريايي در رگ ماست پس چرا وضع کشورما اين گونه است. ما ياد گرفته ايم همه تقصيرات را به گردن دولت بيندازيم. من دولت ها را مقصر می دانم ، ولی آيا همه اين ناملايمات تقصير دولت است؟ پس وظيفه ما چيست؟ آيا اروپا و آمريکا و ژاپن را فقط دولت ها ساخته اند؟ اگر اين گونه است پس ملت ها چه نقشی داشته اند. من نقش مديريت و کشورداری و کفايت حاکمان را مهم می دانم ، اين لازم است ولی کافی نيست. بايد به خودمان برگرديم. اگر آريايي هستيم بايد برای آبادانی کشورمان قدمی برداريم.
اين که بنشينيم و دست روی دست بگذاريم تا ديگران برای ما کاری کنند فکری عبث است. اگر ايران را دوست داريم بايد برای آبادانی آن کار کنيم. هر کس در هر شغلی هست بايد کارش را درست انجام دهد. کارگر آريايي ، کارمند آريايي ، آموزگار و دانش آموز آريايي کارت را درست انجام بده. وقتی ملت کارش را درست انجام دهد آن موقع است که دولت را مجبور می کند درست کار کند. ملت آگاه را دولتی آگاه لازم است. وقتی ملتی در نا آگاهی بماند نبايد انتظار دولتی با کفايت و آگاه داشته باشد. مگر اين دولت ها را خودمان سر کار نیاورده ايم ؟
در نهايت بيتی از شعری زيبا از دوران مدرسه به یادم آمد. پس اين نوشته را با اين بيت زيبا به پایان می رسانم.
دست در دست هم دهيم به مهر......ميهن خويش را کنيم آباد
نقی عبدالجوادی دستجردی
+ نوشته شده در پنجشنبه سیزدهم دی 1386ساعت 15:4  توسط نقی عبدالجوادی دستجردی
|
آقای احمدی نژاد که با هر آنچه که نشانه ای از دولت های گذشته دارد مخالف است در تازه ترین اقدام در این راستا با انحلال مرکز گفتگوی تمدن ها وظایف این مرکز را به نهاد تازه تاسیس مرکز ملی مطالعات جهانی شدن واگذار کرد. حال این نهاد جدید با چه اهدافی تاسیس شده و چه وظیفه ای دارد بماند. گفتگوی تمدن ها که با اندیشه های صلح طلبانه آقای خاتمی تاسیس شده بود و هدف از تاسیس آن ایجاد زمینه های گفتگو میان فرهنگها و تمدن ها به جای جنگ و کشمکش بود. مرکز گفتگوی تمدن ها که پس از روی کار آمدن دولت آقای احمدی نژاد عملا تعطیل بود با این اقدام دیگر وجود خارجی نخواهد داشت.
+ نوشته شده در دوشنبه دهم دی 1386ساعت 16:17  توسط نقی عبدالجوادی دستجردی
|
اخیرا روزنامه انتخاب مصاحبه مفصلی با حجت الاسلام والمسلمین حسنی امام جمعه ارومیه انجام داده است.برای خواندن این مصاحبه اینجا تقه بزنید.(Click)
+ نوشته شده در دوشنبه سوم دی 1386ساعت 11:40  توسط نقی عبدالجوادی دستجردی
|
آقای احمدی نژاد و همراهان امسال به زیارت خانه مشرف شدند.البته آقای رییس جمهور در این تصویر کاملا مشخص نیست.خودتان حدس بزنید.

این عکس هم تصویر جناب رییس جمهور را در حال دعا و استغاثه نشان می دهد.

این هم تصویر رییس جمهور و خیل همراهان در حال رمی جمرات.آقای احمدی نژاد بد جوری به شیطان چشم غره رفته و جناب اسفندیار رحیم مشایی با چهره ای کاملا عرفانی و مظلوم در حال نظاره است. برای دیدن عکسهای دیگر آقای احمدی نژاد اینجا تقه (کلیک) کنید.
+ نوشته شده در دوشنبه سوم دی 1386ساعت 10:32  توسط نقی عبدالجوادی دستجردی
|
+ نوشته شده در دوشنبه سوم دی 1386ساعت 10:8  توسط نقی عبدالجوادی دستجردی
|
سرانجام دکتر علی شکوری راد راینگار ( وبلاگ ) شخصی اش را راه اندازی کرد.البته هر چند ایشان دیر به این کار اقدام کرد ولی باز کار ارزشمندی را انجام داد.امیدوارم ایشان بتواند در امر ارتباط با مخاطبانش موفق باشد.یکی از مواردی که اصلاح طلبان نیاز دارند ارتباط با مخاطبان و رساندن پیامها و دیدگاههای خودشان در امور مختلف سیاسی ، اجتماعی و اقتصادی به مخاطبان است.حال که اصلاح طلبان از داشتن روزنامه محروم هستند یکی از راههای ارتباط با مردم راه اندازی وبلاگ می باشد. برای دیدن وبلاگ آقای شکوری راد اینجا کلیک کنید.
+ نوشته شده در یکشنبه دوم دی 1386ساعت 17:6  توسط نقی عبدالجوادی دستجردی
|