خبرنگار کيست؟ خبرنگار فردی است که تلاش می کند خبرهای نو و دست اول بيابد و آن را در اختيار جرايد و رسانه ها قرار دهد.خبرنگار علاوه بر خبر رسانی خبرها را تحليل هم می کند.يعنی خبرنگار خوب بايد يک سياستمدار و تحليل گر خوب هم باشد. حالا با اين تعريف آيا به برخی از اين آقايان می شود نام خبرنگار اطلاق کرد؟به اين ها اگر قلم به مزد بگوييم بهتر است تا خبرنگار. کسانی که فقط آنچه را به آنها ديکته می کنند می نويسند.مانند بچه های دبستانی که گوششان به گفته های معلم است تا آنچه را او می گويد به عنوان املا بنويسند. تازه برخی از اين به اصطلاح خبرنگاران آنقدر ضعيف هستند که در نوشتن همين املا هم دچار مشکل می شوند. بيش از اين که به فکر اطلاع رسانی باشند به فکر اين هستند که مدير رسانه مورد نظر را که وابسته به يک جناح خاص هست راضی کنند. از يکی از اين به اصطلاح خبرنگاران سوال کردم تو که استعداد خبرنگاری نداشتی چرا سراغ اين حرفه رفتی؟ در پاسخم گفت: مدتي بود درسم تمام شده بود و بيکار بودم تا اين که دست به دامن دايي جان شدم که دوستانی در خبرگزاری..... داشت. دايي جان نيز مرا به مدير خبرگزاری .....معرفی کرد.مدير خبرگزاری.... نيز گفت به شرطی به من کار می دهد که پسر خوب و حرف شنوی باشم. من نيز قول دادم پسر خوبی باشم.از آن روز به بعد در خبرگزاری ......مشغولم. اگر دايي جان نبود من هنوز بيکار بودم. من نيز گفتم خوش به حال تو که اقلا يک دايي جان داری که سری توی سرها دارد.تکليف جوانان بيکاری که دايي جانی مانند دايي جان تو ندارند چيست؟ خنده ای کرد و ديگر هيچ نگفت.
اميدوارم خبرنگاران واقعی از من ناراحت نشوند منظور من آنها نيستند منظوز من برخی قلم به مزدان هستند که پای روی حق و حقيقت گذاشته اند. من مخلص همه خبرنگاران شريف و مردمی هم هستم.آنانی که دغدغه مردم را دارند و به هيچ وجه راضی نمی شوند که حقيقت کتمان گردد.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و ششم آذر 1386ساعت 16:1  توسط نقی عبدالجوادی دستجردی
|
برادر و خواهر عزيز، دوست خوب من ،خودت باش. هر چه هستی خودت باش. به هر چه اعتقاد داری خودت باش. به خاطر خوش آمد ديگران پای بر روی عقايد و ديدگاههای خودت نگذار. به خاطر خوش آمد ديگران هر حرف و نظری را نپذير. در مورد مسايل مختلف نظر خودت را دوستانه ارايه بده.هر حرفی را شنيدی بدون تحقيق قبول نکن. اگر در وبلاگهای گوناگون و رنگارنگ مطالب و نوشته هايي را مخالف نظر خودت خواندی برای خوش آمد نويسنده يا صاحب وبلاگ نظر موافق نده. اگر نظر نويسنده را مخالف نظر خودت می دانی نظر خودت را بنويس و دليل مخالفتت را اعلام کن. با اين کار علاوه بر اين که نويسنده با نظرهای مخالف آشنا می شود بلکه حواسس را جمع می کند که دفعه ديگر بدون تحقيق و بررسی مطلبی را ننويسد. ضمنا در مورد نوشته ها و مطالب مختلف گفتمان صورت می گيرد و اين گفتمانها باعث روشن شدن بيشتر ذهنها می شود.
+ نوشته شده در دوشنبه نوزدهم آذر 1386ساعت 15:2  توسط نقی عبدالجوادی دستجردی
|
اگر به فرهنگ و زبان ملی مان اهميت می دهيم بايد پاسداری اش کنيم.بياييم پارسی بنويسيم و پارسی سخن بگوييم. پيشنهاد می شود برای پاسداشت اين زبان کهن بندهای زير را رعايت کنيم:
1-اگر واژه پارسی و معادل پارسی برای واژه ای بيگانه داريم از واژه پارسی بهره گيريم. مثلا از به کار بردن واژه های بيگانه مانند "کامپيوتر ، پرينتر، ليدر ،کوچ و هلی کوپتر" دوری کنيم و به جای آنها از واژه های پارسی "رايانه ، چاپگر ،رهبر ، مربی و بالگرد" استفاده کنيم. البته شايد کسی بگويد مربی که پارسی نيست. اين درست است که مربی واژه ای است تازی (عربی ) ، ولی بسياری از واژه های تازی سده هاست وارد زبان ما شده و ناگزيريم آنها را در گفتار و نوشتار به کار ببريم. البته اگر برای واژه ای تازی معادل پارسی داشتيم بهتر است از آن بهره گيريم.
2- بکوشيم از نوشتن متن پارسی به خط بيگانه بپرهيزيم. به اصطلاح امروزی "پينگيليش" ننويسيم. فارسی کردن زبان ويندوز بسيار ساده هست و همگان آن را می دانند.
3- در نوشتار بکوشيم زبان گفتگو و محاوره را وارد نکنيم. زبان گفتار و نوشتار با هم فرق می کند و هرکدام بايد در جای خود استفاده شود.
4- شايسته است رسم الخط پارسی را ياد بگيريم و بکوشيم در نوشتن متن های پارسی آن را رعايت کنيم. به عنوان مثال برخی تپيدن را طپيدن و تپانچه را طپانچه می نويسند که اين شيوه نوشتار غلطی آشکار است . يا برخی " می " استمرار را به فعل اصلی می چسبانند مثلا "می دانند" را "ميدانند" می نويسند اين هم غلط است.
5- برخی واژه های پارسی را به شيوه تازی با "ات" يا "ين " جمع می بندند. مثلا "سفارشها" را " سفارشات" و "گزارشها" را "گزارشات" يا "بازرسان" را "بازرسين" می گويند و می نويسند. حتی برخی پا را فراتر نهــاده و واژه های فارسـی را جمع مکسر می بندند . به عنوان مثــال به جــای "استادان" از " اساتيد" استفــاده می کنند.
همسان نويسی زبان پارسی باعث حفظ و نگهداری اين ميراث کهن و فهم بهتر آن برای ديگران می شود و اين وظيفه هر ايرانی است که از زبان نياکانش پاسداری کند .
نقی عبدالجوادی دستجردی -چهارشنبه 14/9/1386
+ نوشته شده در شنبه هفدهم آذر 1386ساعت 12:23  توسط نقی عبدالجوادی دستجردی
|
از این که عده ای برای حفظ منافع ناحق خودشان پا روی حق و حقیقت می گذارند بسیار غمگین می شوم. آخر مال دنیا چه ارزشی دارد که برای به دست آوردن آن از راه های نا مشروع این قدر حق را ناحق و ناحق را حق جلوه می دهید؟ با تو هستم آقایی که اذان ظهر نشده آستینها را بالا می زنی و به بهانه وضو میز کار خود را ترک می کنی. با تو هستم آقایی که برای این که مدیر کل نماز خواندنت را ببیند در کنارش می نشینی. با تو هستم آقایی که حتما باید شبهای قدر را احیا می کنی ....
ولی دریغ که خیلی راحت رشوه می گیری. فامیلهایت را به لیست بیمه پیمانکار اضافه می کنی. قبض تلفن همراهت را پیمانکار پرداخت می کند. خودرو ات اگر خراب شد پیمانکار با هزینه خودش درست می کند. گوشی تلفن همراهت را پیمانکار تهیه می کند و......
از خدا بترس. آخرتی هم هست.اگر نمازخوان نبودی کمتر از کارت رنج می بردم.چون نماز می خوانی بیشتر ناراحتم می کنی.از نمازی که می خوانی خجالت بکش.
+ نوشته شده در چهارشنبه هفتم آذر 1386ساعت 15:48  توسط نقی عبدالجوادی دستجردی
|
با گشتی در وبلاگهای ايجاد شده توسط ايرانی ها می توان دريافت که ديگر کسی حال و حوصله پارسی نويسی و پاس داشتن اين زبان اصيل را ندارد. عده ای از سر بی حوصلگی و عده ای ديگر از سر بی علاقگی. ديگر برای کسی فرقی نمی کند رايانه را کامپيوتر يا بالگرد را هلی کوپتر بگويد و بنويسد. اگر هم بر آنها خرده بگيری می گويند بی خيال زبان برای ما چه اهميتی دارد؟نظر شما چيست؟ زبان پارسی برای شما چقدر اهميت دارد؟ البته نوشتار امروز را در همين جا پایان می دهم و در فرصتی ديگر با نوشتاری طولانی تر اهميت پاس داشتن اين زبان را ياد آوری خواهم کرد. هر چند اکثر دوستان اين اهميت را می دانند و هدف من فقط يادآوری است .
+ نوشته شده در یکشنبه چهارم آذر 1386ساعت 13:9  توسط نقی عبدالجوادی دستجردی
|