تبليغاتX
گفتنی ها

گفتنی ها

شبهای قدر و ما

شبهای قدر امسال هم تمام شد. ماه رمضان هم رو به پایان است. نمی دانم در ماه رمضان سال بعد زنده  خواهم بود یا نه؟

مسجد جامع آباده - مراسم شب های قدر

امسال شب نوزدهم در کارگاه پروژه پرورش میگوی یکدار شرقی در ۴۰ کیلومتری خاور جاسک بودم. در میان اهل تسنن که به گفته خودشان در شبهای قدر بیشتر قرآن می خوانند و مراسم خواندن جوشن کبیر و قرآن سر گرفتن را برگزار نمی کنند. در شب نوزدهم به همراه یکی از نیروهای کارفرما،یک نفر نیروی آزمایشگاه مقیم و سرناظر چهار نفری مراسم شب قدر برگزار کردیم. از ۱۰۰ قسمت جوشن کبیر نیز ۸۵ قسمتش را من خواندم.شبهای بیست و یکم و بیست و سوم هم در هیئت خودمان بودم.

باید بگویم ما شیعه ها آیینهای مذهبی خوبی داریم ولی بهره کامل از این آیینها را نمی گیریم.این نظر من است. شاید کسانی با من موافق نباشند. ولی به نظر من سالهاست این مراسم بی روح شده است.به یک رسم تبدیل شده است.مردم تا پاسی از شب بیدار می نشینند و دعا می کنند. ولی دریغ ...

اگر مراسم ما دارای روح و معنویت کامل بود باید مردم پس از این مراسم متحول می شدند.ولی فردای این مراسم همان آش می شود و همان کاسه.گرانفروش به کار گرانفروشی ،کارمند به کم کاری و به پیچاندن ارباب رجوع و بالا و پایین فرستادنش ،راننده تاکسی به گرفتن کرایه بیشتر و..... ادامه می دهد. در صف اتوبوس و تاکسی و نانوایی و بانک رعایت نوبت نمی کنند. در اتوبوس و مترو جایشان را به بزرگترها نمی دهند.آشغالشان را از طبقه پنجم خانه به جوی پرتاب می کنند .رعایت همسایه را نمی کنند و ....این مردم فراموش می کنند که شب گذشته تا پاسی از شب بیدار مانده اند و به خدا قول داده اند فرد دیگری شوند. فراموش می کنند قرآن سر گرفته اند و خدا را به قرآنش و به معصومانش قسم داده اند گره از مشکلات جامعه باز کند.

واقعا هدف از احیای شبهای قدر چیست؟ با این کار به چه چیزی می خواهیم برسیم؟آیا احیای شب قدر جز این هست که ما متحول شویم؟ تحول مگر این نیست که فرد مومن ومفیدی شویم؟تحول مگر این نیست که کارمند کار ارباب رجوع را انجام دهد و ظهر نشده به بهانه نماز محل کارش را ترک نکند،پیمانکار سازه با کیفیت درست کند،دولت به مردمش خدمت کند و مردمش را به خارجیها ترجیح دهد و به جای آباد کردن هرات در افغانستان به آباد کردن جاسک و ایرانشهر و زابل و ... بپردازد،راننده تاکسی کرایه اضافی طلب نکند، بدهکار چک طلبکارش را پاس کند، پدر به آینده کودکش اهمیت دهد، معلم سرکلاس کارهای شخصی اش را انجام ندهد و به تربیت شاگردانش همت گمارد؟

امیدوارم آثار معنوی این شبهای عزیز در زندگی روزمره ما ظاهر گردد. ان شاءالله.

 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم مهر 1386ساعت 16:5  توسط نقی عبدالجوادی دستجردی  | 

تعطیلی روزنامه کارگزاران به دلیل مشکل مالی

در خبرها خواندم روزنامه کارگزاران ارگان حزب کارگزاران به علت مشکل مالی تعطیل شده است.از خواندن این خبر ناراحت شدم زیرا تعطیلی هیچ روزنامه ای را دوست ندارم.

 سران کارگزاران همگی روزگاری نماینده مجلس یا وزیر بوده اند و هم اکنون از تمکن مالی خوبی برخوردارند. حال سوال من این است :

در شرایطی که بسیاری از احزاب هیچ تریبونی ندارند سران کارگزاران چگونه راضی می شوند به این راحتی تنها تریبون خود را از دست بدهند.من مشکل مالی را قبول ندارم.چرا که با اندکی مدیریت در مخارج می توان روزنامه ها را خود کفا کرد.اگر هم مشکل مالی باشد سران حزب زحمت کشیده و اندکی از جیب مبارکشان خرج کنند.آقایان کارگزار ،به حکومت رسیدن خرج دارد پس لطف کنید و دست در جیب مبارکتان کنید.انتظار نداشته باشید کسی به شما کمک کند.اصلا مگر اعضای حزب حق عضویت نمی پردازند؟  اگر حق عضویت می پردازند برای حفظ روزنامه از آن کمی خرج کنند.نکند حزب شما به روزنامه نیاز ندارد؟نکند آن قدر ناامید شده اید که دیگر خرج کردن را در این راه بیهوده می دانید؟

+ نوشته شده در  شنبه هفتم مهر 1386ساعت 15:35  توسط نقی عبدالجوادی دستجردی  |